هاینریش هیملر

از ویکی نازی سنتر
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویر رسمی هاینریش هیملر
هاینریش هیملر رئیس تشکیلات اس اس

محتویات

زندگینامه

هاینریش لوتپلد هیملر (7 اکتبر 1900 – 23 مه 1945) یک فرمانده نظامی، یکی از مهمترین سران حزب نازی و رئیس تشکیلات SS بود. وی بعد از آدولف هیتلر، قدرتمندترین مرد رایش سوم بود او به عنوان رئیس پلیس آلمان و بعدها وزیر کشور شد. هیملر بر تمامی امور داخلی و خارجی مربوط به پلیس و نیروی امنیتی، که شامل گشتاپو (پلیس مخفی آلمان) نیز می شد نظارت داشت.

او به عنوان رئیس تشکیلات SS و بعدها به عنوان فرمانده ارتش جانشین و حاکم بی چون و چرای تمام امور اجرایی رایش، به جایگاه های بالاتری صعود کرد و جایگاه خود را به عنوان دومین مرد قدرتمند رایش مستحکم کرد.

مدت کوتاهی قبل از پایان جنگ، او به دولت های غربی پیشنهاد داد که اگر از بازجویی و محاکمه او صرف نظر کنند، خود و آلمان را تسلیم آنان خواهد کرد. او بعد از دستگیر شدن توسط نیروهای انگلیسی، قبل از این که مورد بازجویی قرار بگیرد خودکشی کرد.



سالهای اول زندگی

هاینریش هیملر در کودکی
هاینریش هیملر در دوران کودکی

هاینریش هیملر در مونیخ در خانواده ای کاتولیک باواریایی از طبق متوسط به دنیا آمد. پدرش جوزف گبهارد هیملر، معلم دبیرستان و مدیر مدرسه مشهور ویتلیباخر بود. مادر او آنا ماریا هیملر (نام خانوادگی اصلی هیدر) یک مسیحی کاتولیکی معتقد بود. او یک برادر بزرگتر به نام گبهارد لودویگ هیملر داشت که در زور 29 ژوئیه سال 1898 به دنیا آمد و یک برادر کوچکتر به نام ارنست هرمان هیملر که در روز 23 دسامبر سال 1905 به دنیا آمد.

هاینریش در واقع اسم خود را از پدر تعمیدی خود یعنی پرنس هاینریش باواریا از خانواده سلطنتی باواریا گرفته بود. پدر هاینریش یعنی گبهارد، معلم پرنس هاینریش بود. در سال 1910 هیملر به مدرسه لانشوت رفت و در آنجا در رشته ادبیات کلاسیک مشغول به تحصیل شد. در انجام تکالیف خود کوشا بود. او از ورزش شطرنج، ساز چنگ، جمع آوری تمبر و باغبانی لذت می برد. او از کودکی تا زمان مرگش، فردی تو دار و کاملا خونسرد بود.

خیلی از اطرافیانش می گفتند که هاینریش هیملر شخصیت مرموزی دارد.

دفترچه یادداشت هیملر در بین سالهای 1914 و 1918 بیانگر این هستند که او شدیدا به اخبار جنگی علاقه داشت. او از پدرش درخواست کرده بود تا با استفاده از روابط سلطنتی بتواند جایی برای او به عنوان افسر در ارتش بیابد. والدین او خواسته اش را بر آورده کردند و به او اجازه دادند تا به هنگ 11 باواریا بپیوندد و با آنها آموزش ببیند. به دلیل آن که او در ورزش چندان موفق نبود در آموزش های نظامی با مشکل مواجه می شد. در سال 1918 جنگ تمام شد، و با آن انگیزه ی هیملر برای رسیدن به مقامی در ارتش و افسر شدن فروکش کرد. در طی سالهای 1919 تا 1922 هیملر بعد از گذراندن دوره ی کارآموزی، در موسسه فناوری مونیخ در رشته کشاورزی به تحصیل خود ادامه داد.

اوایل بزرگسالی

هاینریش هیملر در جنگ جهانی اول
هاینریش هیملر در جنگ جهانی اول


در سال 1923 هیملر به همراه آدولف هیتلر و تحت نظر ارنست روهم در کودتای مونیخ شرکت کرد. در سال 1926 همسر آینده خود را در لابی هتلی دید. در حالی که در اصل برای دور ماندن از طوفانی که جریان داشت به آنجا پناه برده بود. مارگارت سیگروت 7 سال بزرگتر از او بود و زنی مطلق و پروتستان بود. آنها در تاریخ 3 ژوئیه 1928 با یکدیگر ازدواج کردند. در همین زمان هیملر سعی کرد تا به عنوان یک دامدار یک مرغداری تاسیس کرد تا در آن کار کند که در این کار موفق نبود. تنها فرزند آنها گودرون در تاریخ 8 آگوست 1929 به دنیا آمد. هیملر دختر خود را بسیار دوست داشت و او را پوپی (به زبان آلمانی یعنی عروسک) صدا می زد. مارگارت بعدها پسری را به فرزند خواندگی قبول کرد که هیملر به او علاقه ای نداشت. هاینریش و مارگارت در سال 1940 از یکدیگر بدون آن که طلاق بگیرند جدا شدند. در آن زمان هیملر با منشی به نام هدویک پوتهاست رابطه صمیمی برقرار کرد. پوتهاست در سال 1941 شغلش را رها کرد تا با هیملر زندگی کند. هاینریش صاحب 2 فرزند دیگر هم شد. پسر او هنگا در سال 1942 و دخترش نانت در سال 1944 به دنیا آمد.

هیملر همچنین به کشاورزی و برقراری تعادل میان سوسیالیسم و کاپیتلاسیم علاقه مند بود. او و همسرش طرح های بزرگ و مختلفی برای ساختن یک زندگی با کشاورزی را داشتند. او به انجمن آرتامامن پیوست که یکی از انجمن های جوانانی بود که سعی در برقرار تعادل میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم داشتند. او به عنوان یکی از رهبران این نهضت انتخاب شد و به واسطه این نهضت با رودلف هس و ریچارد والتر که بعدها در دفتر RUSHA مشغول به کار شد، آشنا شد.

طی کردن پله های ترقی در SS

هیملر در سال 1925 به SS پیوست. او در ابتدا به عنوان رهبر ناحیه ای در باواریا در SS فعالیت می کرد و در سال 1927 به عنوان معاون رئیس SS و سپس بعد از استعفای رئیس SS یعنی ارهارد هیدن به عنوان رئیس تشکیلات SS انتخاب شد. در آن زمان تشکیلات SS 280 عضو داشت و تقریبا گردانی از اعضای ویژه ی SA یعنی نیروی شبه نظامی حزب نازی بود. هیملر در مدت یک سال سعی کرد تا فعالیت های SS را گسترش دهد و در سال 1930 به درجه SS-Gruppenfuhrer (یعنی فرمانده ی گروه) ارتقا یافت. در آن زمان این درجه تنها یک عنوان برای فرمانده ملی تشکیلات SS بود. در سال 1933، اس اس 52.000 عضو داشت. تشکیلات SS قوانین سفت و سختی برای داوطلبان در نظر گرفته بودند تا دارای نظم خاصی باشد. هیملر و دستیارش راینهارد هیدریش تلاش کردند تا SS را از SA جدا کنند. در ماه ژوئیه 1932 یونیفرم های سیاه اس اس به تدریج جایگزین یونیفرم های قهوه ای SA شدند.

تا سال 1934 این یونیفرم ها به اندازی کافی در دسترس بودند تا برای استفاده عموم اعضا مورد استفاده قرار بگیرند. در سال 1933 هیملر به درجه ی بالاتر یعنی SS-Obergruppenfuhrer ارتقا یافت که او را هم درجه با فرماندهان بالامرتبه SA ساخت. فرماندهانی که از اس اس بیزار بودند و به قدرت آن غبطه می خوردند.

هیملر، هرمان گورینگ و ژنرال ورنر فون بلومبرگ با این نکته که SA و رهبرش ارنست روهم خطری جدی برای ارتش آلمان و رهبری حزب نازی به شمار می آید موافق بودند. روهم دیدگاههای سوسیالیستی و پوپولیستی داشت و معتقد بود انقلاب واقعی هنوز به وقوع نپیوسته است. او معتقد بود که SA باید تنها سازمان مسلح آلمان باشد. این باعث شد تا تعدادی از رهبران نازی، فرماندهان ارتشی و همچنین سیاسی احساس کنند تا روهم خیال دارد به همراه SA کودتایی علیه حزب به راه اندازد تا قدرت را بدست بگیرد. هیملر و هرمان گورینگ، هیتلر را متقاعد کردند که ارنست روهم قبل از اینکه دست به حماقتی بزند، باید از بین برود و هیتلر هم موافقت کرد. این امر را به راینهارد هیدریش، کورت دلوگه و ورنر بست، داده شد، که روهم اعدام شود.

این اتفاق در تاریخ 30 ژوئن، در شبی که به شب دشنه های بلند معروف شد رخ داد و چندی از افسران بلند مرتبه SA نیز اعدام شدند. روز بعد تشکیلات SS به یک سازمان مستقل تبدیل شد که تنها مطیع هیتلر بود و هیملر به عنوان بالامقام ترین رهبر SS انتخاب شد.

تحکیم قدرت

در تاریخ 20 آوریل 1934، گورینگ قبول کرد تا به عنوان همکار در کنار هیملر و هیدریش قرار بگیرد. هرمان گورینگ تمامی اختیارات گشتاپو، یعنی پلیس مخفی پروس را به هیملر واگذار کرد، که همچنین به عنوان رئیس تمامی نیروهای پلیس در خارج پروس نیز منصوب شد.

2 روز بعد در 22 آوریل هیملر، هیدریش را به عنوان رئیس گشتاپو برگزیدو هیدریش همچنین رئیس SD (سازمان اطلاعات آلمان) بود.

در تاریخ 17 ژوئن 1936 هیملر بعد از آنکه هیتلر اعلام کرد که تصمیم دارد تمامی وظایف مربوط به اجرای قانون را در رایش متحد سازد، به عنوان رئیس پلیس آلمان انتخاب شد. سابق بر این، اجرای قانون در آلمان همیشه یک مساله ی محلی و ایالتی بوده است. در این صورت هیملر زیر نظر ویلهلم فریک، وزیر کشور وقت وظیفه ی خود را انجام می داد که با صلاح دید هیتلر، نیروهای پلیس با تشکیلات SS ادغام شدند و ویلهلم فریک دیگر نقشی در اجرای قانون نداشت.

هیملر در آن زمان که تمامی تشکیلات مربوط به اجرای قانون در حال تبدیل به یک سازمان واحد می شدند که دقتر اصلی آنان مرکز اصلی SS بود، توانست اختیارات بیشتری را کسب کند، اگر چه هنوز اختیارات محدودی نسبت به افسران پلیس داشت. در واقع اختیاراتی که او داشت برابر اختیارات قبلی وزیر کشور بود و تنها در سال 1943 بود که با منصوب شدن هیملر به عنوان وزیر داخلی کشور، اختیارات او کامل شد.

بعد از سال 1936 هیملر همچنین ریاست نهادهای غیر سیاسی مثل کریپو را نیز داشت که با گشتاپو ادغام شد و تبدیل به سیپو (پلیس امنیتی) شد که رهبری آن بدست هیدریش بود. این ادغام در چهارچوب رایش انجام نشد و کریپو هنوز هم در دست رهبران مردمی و بعدها تحت نظر حزب بود، ولی بعدها در کشورهای اشغالی که تحت سرپرستی خود رایش نبودند، سیپو توانست به عنوان زیر مجموعه ای از SS موثر عمل کند. پس از شروع جنگ جهانی دوم در سپتامبر 1939 هیملر دفتر اصلی امنیتی رایش را تاسیس کر که سیپو (گشتاپو و کریپو) همراه با SD (سرویس اطلاعاتی) به عنوان نهادهای جداگانه تحت نظر هیدریش قرار گرفتند. هیملر بر روند اردوگاه های کار اجباری نیز نظارت داشت. اما با شروع جنگ جهانی دوم هیملر و SS بر اردوگاه کار اجباری نقشی در هدایت آن ها نداشتند.

اس اس در طول این سالها یک شاخه نظامی منحصر به فرد را داشت یعنی SS-VT که بعدها تبدیل به وافن اس اس (Waffen-SS) شد. با این که در واقع وافن اس اس تحت نظر هیملر بود ولی برای رهبری وافن اس اس ساختار پیچیده و نظامی به وجود آمده بود و این شاخه در کنار ورماخت در نبردها شرکت کرد.

جنگ جهانی دوم

قبل از شروع عملیات بارباروسا و حمله به روسیه در سال 1941 هیملر SS را برای از بین بردن نیروهای بلشویست مهیا کرد. او داوطلبانی فراوان را از کشورهای مختلف اروپایی جمع کرد، مخصوصا افراد ساکن اسکاندیناوی، دانمارکی ها، نروژی ها، سوئدی ها و هلندی ها.

بعد از شروع تهاجم، اوکراینی ها، لتونی ها، لیتوانیایی ها و استونیایی ها نیز به وافن اس اس اضافه شدند. بدین گونه که هیملر اعلام کرد باید تهاجمی همه جانبه و اروپایی انجام شود تا ارزش ها و معیارهای اروپای از گزند بلشویست های بی خدا در امان بماند. هزاران نفر داوطلب شدند و هزاران نفر دیگر از کشورهای مختلف نیز اضافه شدند.

در ایالت های بالتیک هم بسیاری از افراد محلی به علت اعلام مخالفت خود نسبت به اشغال شدن کشورشان توسط شوروی، خواستار پیوستن به وافن اس اس شدند و در مقابل نیروهای شوروی عملکرد خوبی را از خود به جا گذاشتند. در اروپای غربی شمار داوطلبان به مراتب کمتر بود، اما زیر شاخه هایی از وافن اس اس در آنجا هم پدید آمدند. مانند گروه والونیان به رهبری "لئون دیگرله" که هیملر قصد داشت پس از اتمام جنگ او را به عنوان صدراعظم ایالت بورگندی منصوب کند.

وزیر کشور

در سال 1943 هیملر به عنوان وزیر رایش انتخاب و جانشین فریک شد. منصوب شدند هیملر به عنوان وزیر کشور باعث شد تا وزارت کشور با SS ادغام شود. اما هیملر تلاش داشت تا پیوستن رهبری حزب نازی به بخش غیر دولتی را متوقف کند و اختیارات رهبران حزب را تغییر دهد.

توطئه ی 20 ژوئیه

این توطئه که توسط فون کلاوس اشتافنبرگ انجام شده بود، ثابت شد که رهبران سرویس اطلاعاتی ارتش آلمان، مخصوصا رئیس آن یعنی آدمیرال ویلهلم کاناریس، در این توطئه دست داشتند. این باعث شد تا هیتلر سرویس اطلاعاتی ارتش را منحل کند و به دنبال آن سرویس اطلاعاتی هیملر SD ، به تنها سرویس اطلاعاتی فعال رایش تبدیل شد. این باعث شد تا هیملر بتواند به درجات بالاتری صعود کند.

ژنرال فردریش فروم، فرمانده ارتش پشتیبان هم در این توطئه حضور داشت و باعث شد تا نیز برکنار شود. برکناری او باعث شد تا هیملر جانشین فروم شود. او در این مقام از اختیارات خود برای گسترش بیشتر وافن اس اس استفاده کرد. اما تحقیقات به زودی شروع شد و ثابت شد چندی از رهبران SS هم در این توطئه شرکت داشتند. حتی افسران بلند مرتبه که بازیچه ی دست بورمن شدند تا او بتواند در نبرد بر سر قدرت با SS پیروز شود.

فرماندهی جنگی

در اواخر سال 1944 هیملر فرمانده ی ارتش شمالی راین شد. این ارتش وظیفه داشت تا با ارتش هفتم آمریکا و ارتش اول فرانسه در غرب رودخانه راین مقابله کند. هدایت ارتش هفتم آمریکا بر عهده ژنرال "الکساندر پاتچ" و هدایت ارتش اول فرانسه بر عهده ژنرال "ژان دولاتره دوتاسینی" بود.

در تاریخ 1 ژوئیه 1945 ارتش هیملر عملیات باد شمالی را آغاز کرد تا آمریکایی ها و فرانسوی ها را به عقب راند. در اواخر ژوئیه و بعد از موفقیت های نسبی، هیملر به قسمت شرق منتقل شد. 24 ژانویه ارتش شمالی راین هم بعد از عقب نشینی منحل شد. این عملیات در روز 25 ژانویه پایان یافت.

به عنوان فرمانده ارتش ویستولا، هیملر مرکز فرماندهی را در "شنایدمول" برپا ساخت و از قطاری مخصوص استفاده می کرد. او که می خواست لیاقت خود را نشان دهد، با ضد حمله ی برق آسایی که توسط ژنرال ها طراحی شده بود مخالفت کرد. عملیات به زودی با شکست مواجه شد و هیملر از رهبر نظامی برکنار شد و به جای او "هاینز لامردینگ" روی کار آمد. هیملر مجبور شد مرکز فرماندهی خود را به "فالکنبرگ" منتقل کند. در روز 30 ژانویه هیملر دستورات تند و جدی را صادر کرد:

((هر کس عقب نشینی یا دستورات خود را فراموش کند، تنبیه خواهد شد.))

این دستور از آن جهت صادر کرد تا به سربازان روحیه دهد. شرایط سخت باعث شد تا پیشوا به هیملر فشار بیشتری بیاورد. در اواسط فوریه عملیات "پومرانین" با حضور ارتش او و فرماندهی ژنرال "واتلر ونک" پس از فشار فراوان از سوی ژنرال گودریان انجام شد. در اوایل مارس، مرکز فرماندهی هیملر به غرب رودخانه اودر منتقل شد. در کنفرانسی با حضور او و پیشوا، هیملر همچنان دستورات پیشوا را تکرار می کرد که کسانی که عقب نشینی کنند تنبیه خوهند شد.

در روز 15 مارس 1944، هیملر به دلیل بیماری از پست خود کناره گیری کرد و بازنشسته شد و به آسایشگاهی در هوهلیخن رفت. ژنرال گودریان با او ملاقات کرد و استعفانامه ی او به عنوان فرمانده "ویستولا" را همان شب به هیتلر داد. در 20 مارس، ژنرال گوتارد هانریچی جانشین هیملر شد.

در زمستان 1945-1944 وافن اس اس 910.000 عضو داشت و همراه با آلگماین SS تا حدود 2 میلیون نفر عضو داشت. اما در اوایل 1945 هیملر دیگر اعتقادی به پیروزی آلمان نداشت. این نکته را می توان از گفتگوی او با ماساژور خود یعنی فلیکس کرستن و همچنین ژنرال واتر شلنبرگ فهمید. او متعقد بود برای ابقای حکومت نازی نیازمند ایجاد صلح با انگلیس و آمریکا است.

به همین دلیل، وی با "کنت فولکه برنادت" سوئدی در لوبک، نزدیک مرز دانمارک تماس برقرار کرد و خود را به عنوان رهبر آلمان معرفی کرد و به او گفت که هیتلر تا 2 روز دیگر خواهد مرد. او از برنادت خواست تا به ژنرال دوایت آیزنهاور خبر دهد تا آلمان ها می خواهند در مقابل غرب تسلیم شوند. هیملر امید داشت آمریکایی ها و انگلیسی ها در برلین در کنار ارتش آلمان مقابل روس ها بجنگند. به درخواست برنادت ، هیملر درخواست خود را کتبا اعلام کرد. در تاریخ 21 آوریل 1945 هیملر با "نوربت ماسور" ، نماینده سوئدی کنگره جهانی یهودیان ملاقات کرد.

عصر روز 28 آوریل بی بی سی گزارشی را به نقل از رویترز منتشر کرد که هیملر قصد مذاکره با دولت های غربی متفقین را دارد. وقتی هیتلر با خبر شد بسیار عصبانی شد. هیتلر همچنین بدین خاطر ناراحت بود که هیملر بعد از دکتر یوزف گوبلز، باوفا ترین افسر رایش سوم بود. در واقع هیتلر، هیملر را "هیملر وفادار" صدا می کرد. بعد از آن که هیتلر آرام شد به تمامی اشخاصی که در پناهگاه او بودند گفت که کار هیملر بزرگترین خیانتی است که او به چشم خود دیده است.

اعلام خیانت هیملر همراه با گزارشات رسیده به دست او که روس ها در 300 کیلومتری مقر هیتلر هستند باعث شد تا هیتلر وصیت نامه خود را بنویسد. در وصیت نامه پیشوا، که یک روز قبل از خودکشی نگارش شده بود، هیتلر، هیملر را از تمامی عناوینش برکنار کرد. این عناوین عبارت بودند از: رهبر اس اس، رئیس پلیس آلمان، کمیسر ملت آلمان، وزیر رایش، رهبر ولکستروم (ارتش مردمی)، در آخر هیتلر، هیملر را از حزب نازی اخراج و دستور بازداشت او را صادر کرد.

مذاکرات هیملر با کنت برنادت ناموفق بود. او به ادمیرال کارل دونیتز پیوست که در شمال جبهه ی غربی در نزدیکی پلون نیروهای باقی مانده را فرماندهی می کرد. دونیتز، هیملر را از پیش خود دور کرد و گفت نیازی به او ندارد زیرا جایی برای او در حکومت جدید ندارد. هیملر سپس خود را به عنوان یک پناهنده به آمریکایی ها معرفی کرد و با برقراری تماس با ژنرال آیزنهاور اعلام کرد که تمامی آلمان را در صورت محاکمه نکردن او، به متفقین تسلیم خواهد کرد. او از آیزنهاور خواست که او را به عنوان وزارت قانون در دولت جدید آلمان انتخاب کند. او به طنز در مورد اولین ملاقاتش با آیزنهاور می گفت که آیا باید به او سلام هیتلر بدهد یا به او دست بدهد. آیزنهاور از ملاقات با او خودداری کرد، بعدها هیملر به عنوان یک جنایتکار بزرگ از سوی آیزنهاور معرفی شد.

اسارت و مرگ

جنازه هاینریش هیملر
جسد هاینریش هیملر

هیملر که از دو طرف طرد شده و تحت تعقیب بود، چند روزی در اطراف فلنزبورگ در نزدیک مرز دانمارک اقامت گزید. برای آنکه به اسارت در نیاید خود را به عنوان یک افسر از پلیس مخفی ارتش، به نام هاینریش هیتزینگر معرفی کرد. وی سبیل خود را اصلاح کرد و چشم بندی بر روی چشم خود بست، تا بتواند به باواریا برگردد. او همچنین مدارکی تقلبی را توانست تهیه کند، اما مرتب بودن مدارک او باعث شد تا واحدی از ارتش انگلیس به او شک کند و در روز 22 می، هیملر توسط سرگرد "سیدنی اکسل" دستگیر شد و هنگام دستگیری اش هویتش بر ملا شد. قرار بود هیملر در کنار بقیه افسران آلمانی به عنوان یک جنایتکار جنگی در نونبرگ محاکمه شود. ولی در روز 23 می او در لونبرگ به کمک قرص سیانور خودکشی کرد. قبل از این که حتی بازجویی شود. آخرین کلماتی که او به زبان آورد این بود:

(( من هاینریش هیملر هستم ))

در آخرین برگ دفتر خاطراتش شعری سرود که نشانگر اعتقاداتش بود:

(( گرچه ممکن است جسم تو را سوراخ کنند

مبارزه کن، پایدار باش، بایست

بعید نیست خود نابود شوی

اما پرچم را همچنان بالا نگه دار ))