هانس اولریخ رودل

از ویکی نازی سنتر
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویر رسمی از هانس اولریخ رودل
تصویر رسمی از هانس اولریخ رودل

محتویات

زندگینامه

شرح حال

او خلبان بمب افکن اشتوکا و از قهرمانان بزرگ ارتش نازی بود. خلبانی که به عالیترین نشان نظامی رایش دست یافت. مردی که استالین برای سرش جایزه تعیین کرد. تکخال لوفت وافه و کابوس هولناک تانکهای روسی، هانس اولریخ رودل. رودل (Hans Ulrich Rudel) در 1916 در کنرادوالدائو در سیلسیا در شرق آلمان در خانواده مردی که از اعضای کلیسای منطقه بود به دنیا آمد. این دانش اموز ضعیف دوران مدرسه و شیفته همه ورزشها، در دوران نوجوانی شاهد به قدرت رسیدن نازیها بود.


ورود به لوفت وافه

رودل، خلبان تکخال آلمانی و شکارچی افسانه ای تانک
رودل، خلبان تکخال آلمانی و شکارچی افسانه ای تانک

سرانجام عطش قوی درونش او را به طرف هیجان پرواز کشاند و در 1936 به لوفت وافه پیوست. با پایان دوره های ابتدایی پرواز با درخواست او مبنی بر دیدن دوره های تخصصی خلبان بمب افکنهای شیرجه رو موافقت نگردید و او به عنوان دیده بان هوایی به خدمت در لوفت وافه ادامه داد و آموزشهای لازم را دید. قبل از شروع جنگ جهانی دوم، او پروازهای شناسایی زیادی برفراز لهستان انجام داد. بعد از اشغال لهستان رودل دوباره تقاضای عضویت در واحدهای بمب افکنهای شیرجه رو را نمود. این بار افسران مافوق با تقاضای او موافقت کردند و بعد از پایان دوره های اموزشی تئوری با یک فروند اشتوکا به یک پایگاه اموزشی فرستاده شد. در زمان حمله به فرانسه او دور از جبهه در حال گذراندن دوره های امورشی بود بعد از اموزشهای کامل رودل با هواپیمای اشتوکای خود به اسکادران شماره یک از گروه دوم بمب افکنهای شیرجه رو پیوست.


بمب افکن شیرجه ای اشتوکا
بمب افکن شیرجه ای اشتوکا


جنگ جهانی دوم

در مه 1941 در بزرگترین حمله هوابرد ان زمان که جهت تسخیر جزیره اساطیر یعنی کرت یونان توسط المانها صورت گرفت، اسکادران رودل بصورت فعال وارد صحنه جنگ شد؛ ولی رودل فرصت حضور در جبهه اصلی را نیافت. با تصمیم مارشال گورینگ بنیانگذار نیروی هوایی رایش، گروه دوم بمب افکنهای شیرجه روی المان که رودل جزیی از انها بود قبل از عملیات بارباروسا که توسط خداوند زرهی رایش یعنی گودریان طراحی شده بود به شرق اعزام شد. در ساعت سه صبح 23 ژوئن 1941 رودل اولین عملیات پروازی خود را بعنوان خلبان اشتوکا انجام داد و در همان روز تا شب چهار سورتی پرواز را با موفقیت به انجام رساند. تنها در ماه بعد بود که رودل مدل صلیب اهنین درجه یک را به پاس شجاعت و دقت در عملیات دریافت کرد. در سپتامبر، گروه دوم بمب افکنهای شیرجه روی رایش به ناوگان بالتیک ارتش سرخ مستقر در بندر کرون اشتاد در نزدیکی لنینگراد حمله کردند و اولین شاهکار رودل در اینجا و در 23 سپتامبر شکل گرفت . هدف ناو 26000تنی مارات بود. رودل این ناو را با یک بمب 1000کیلویی مورد هدف قرار داد. بمب در انبار مهمات کشتی منفجر شد و مارات به اعماق ابهای سرد بالتیک فرو رفت. در کریسمس رودل پانصدمین پرواز خود را انجام داد و توانست مدال صلیب طلایی المان را از دستان پسر عموی تکخال بزرگ المان در جنگ جهانی اول ،مانفرد ریشتهوفن، یعنی ژنرال ولفروم ریشتهوفن دریافت کند. رودل به المان بازگردانده شد. دلیلش نیز این بود که لوفت وافه میخواست تا رودل خلبانان جوان لوفت وافه را که قرار بود با استوکا پرواز کنند اموزش دهد و انها بتوانند یک بت زنده را از نزدیک ببینند و از او تجارب ارزشمندی با بیاندوزند؛ ولی با اصرار رودل او بار دیگر به جبهه شرق بازگشت و این ژوئن 1943 بود. او بعنوان فرمانده اسکادران 11 از گروه دوم انتخاب شد. وظیفه اسکادران رودل شکار تانکهای افسانه ای تی 34 بود. این تانک به دلیل ضخامت زره تبدیل به کابوس المانها شده بود. در فوریه رودل ده هزارمین پرواز خود را انجام داد . حالا او یک قهرمان الهام بخش ملی بود و بسیاری از خلبانان جوان المانی ارزوی دیدار او از نزدیک را داشتند. حول نام رودل افسانه ها ساخته شد. رودل حالا فرمانده اسکادران بریانسک بود که وظیفه اصلیش مبارزه و جنگ بر علیه تانکهای تی 34 بود. هواپیماهای این اسکادران اشتوکاهای مدل جی بودند که با دو توپ 37 میلیمتری میتوانستند شش دور شلیک کنند .


تانک T-34 روسی مدل 1940
تانک T-34 روسی مدل 1940


در بزرگترین نبرد زرهی جنگ دوم جهانی در کورسک که در 5جولای 1943 در گرفت اسکادران رودل وظیفه پشتیبانی از لشکر سوم اس اس را برعهده داشت. در این روز رودل 12 تانک تی 34 را به تنهایی شکار کرد؛ ولی کورسک با شکست سنگین المانها به اتمام رسید. رودل با تجارب زیاد در جنگ بر علیه تی 34 های روسی در یافت بود که بهترین تاکتیک برای جنگ با این هیولاهای زرهی حمله از پشت به این تانکهاست . با توجه به نصب سیستم خنک کننده در قسمت عقب، این تانک از زره قدرتمند در این قسمت بی بهره بود و این پاشنه اشیل تی 34 محسوب می شد. از طرفی حمله از پشت این اجازه را به خلبان میداد با توجه به جهت پرواز که به طرف نیروهای خودی بود در صورت اسیب دیدن در بین نیروهای خودی فرو بیاید و نجات یابد.


زخمی شدن در جنگ

مارس 1944 مصادف با هزار و پانصدمین پرواز رودل بود. حالا دیگر ما با سرهنگ رودل روبرو هستیم. در اواخر همین ماه در جریان یک عملیات، اسکادران رودل مورد تهاجم یک اسکادران از LA-5 های روسی قرار گرفت. یکی از اشتوکاها به شدت اسیب دید. رودل با شجاعت تصمیم به فرود و نجات خلبان گرفت؛ ولی به دلیل خاک سست منطقه موفق به لندینگ موفق نشد و ناچار انها با پای پیاده با عبور از رود دنیستر در سرمای شدید روسیه توانستند به واحدهای خودی برسند. رودل در زمان عبور از عرض رودخانه از دوستانش جدا افتاد؛ ولی وقتی به نیروی های المانی رسید متوجه شد سایر خلبانان دسته نیز نجات یافتند. فوریه 1945 بدیترین خاطره رودل از پرواز بود. اشتوکای او در بوداپست توسط توپهای ضد هوایی روس مورد اصابت قرار گرفت؛ ولی رودل شجاعانه هواپیما را کنترل کرد و در پایگاه خودی موفق به لندینگ شد ولی جراحت شدید باعث شد تا پزشکان یک پای او را قطع کنند. با وجود آنکه رودل هنوز بهبودی کامل نیافته بود، به تقاضای خودش به جبهه جنگ بازگشت و توانست با وجود یک پای بریده شده 26 تانک روسی را تا پایان جنگ شکار کند.


در اواخر جنگ

سرهنگ رودل
سرهنگ رودل


اخرین روزهای جنگ بود. فرودگاه اشتوکاها در بوهمیا چک توسط روسها محاصره شده بود. با توجه به دستور اکید شخص استالین مبنی بر تعیین جایزه برای سر رودل او بهمراه چند فروند اشتوکا دیگر و البته تعدادی فوکه وافه 190 به شمت امریکایی ها پرواز کردند تا به دست روسها نیافتند. مبلغ جایزه تعیین شده برای سر رودل توسط استالین در حدود 100000روبل بود. رودل و گروه خلبانان همراهش در فرودگاه کیتزینگن فرود امدند؛ ولی رودل دستور داد تا همه هواپیماها با چرخهای بسته به زمین بنشینند تا هواپیماها سالم به دست امریکاییها نیافتد. شکارچی تی 34 به دست امریکایی ها اسیر شد. براساس اسناد او 2530 سورتی پرواز انجام داد که 400 سورتی با فوکه ولف 190 بود که توانست 11 هواپیمای روسی را شکار کند. در این مدت رودل توانست بالغ بر 500 تانک، 150 توپ، چهار قطار حامل مهمات و همچنین کشتی جنگی مارات را نابود کند. یکی از خاطرات جالبش برخورد با لئو شستاکوف تخال روسها بود. او می گوید مهم نیست که او بر اثر اتش مسلسل عقبی من یا ارتعاشات جریان هوای ناشی از موتور سقوط کرد. گوشی من ناگهان از جیغهای سردرگم روسها و فریادهایشان به مرز انفجار رسید. روسها در رادیو به شدت جیغ میزدند و مشخص بود چیز خاصی اتفاق افتاده است. انها دیده بودند که یک هواپیما سقوط کرده است. با مطالعه پیامهای رادیویی ما در یافتیم کسی که سقوط کرده است یک تکخال روس بود. او یک قهرمان بزرگ و یک خلبان خوب بود . این خلبان روس قهرمان روسها در زمان جنگ داخلی اسپانیا بود. شاهدان ادعا میکنند که او با اتش رودل سرنگون شد و این اتفاق در 12مارس 1944 روی داد و او دیگر هرگز دیده نشد. او 65 پیروزی هوایی داشت و این افتخار به نام رودل ثبت گردید که او را شکار کرد.


بعد از جنگ جهانی دوم

بعد از جنگ رودل به آرژانتین رفت و از دوستان نزدیک دیکتاتور این کشور خوان پرون گردید و مهندس نیروی هوایی نوین ارژانتین نام گرفت. او همچنین از دوستان بسیار نزدیک دیکتاتور پاراگوئه و ستایشگر نازیها یعنی الفردو استروسنر بود. او در واقع فعالانه برنامه بازسازی نیروی هوایی کشور آرژانتین را زیر نظر داشت. رودل با یک پا تنیس بازی میکرد و از قهرمانان اسکی بود. او به بلندترین قله ارژانتین یعنی آکونکاگوا با ارتفاعی در حدود 6962نیز صعود کرد، با وجود آنکه فقط یک پا داشت. وی سه بار نیز به دومین اتشفشان بلند روی زمین یعنی یولای یاکو صعود کرد که ارتفاعی در حدود 6700متر دارد. یکی از نقاط تاریک زندگیش دوستی با فرشته مرگ یعنی جوزف منگل دکتری که جنایت وجشیانه ایی را در اشویتس برعلیه کودکان یهودی اجرا میکرد بود. جوزف منگل لقب فرشته مرگ را داشت. در بازگشت به المان او یکی از رهبران نئو نازیها المان بود. خاطرات زمان جنگش را نیز منتشر کرد. کتاب موجب جنجالهای زیادی شد، .زیرا رودل یکی از نازیها شناخته میشد. او در این کتاب از تمامی سیاستهای نازیها دفاع کرد. این کتاب در امریکا با عنوان خاطرات خلبان اشتوکا چاپ شد؛ البته قبل از چاپ یک بار کاملا بازبینی شد.


مرگ

با توجه به ماموریتهای مشابه اشتوکا و هیولای پرنده A-10 رودل از مشاوران برنامه طراجی و ساخت A-10 بود. او قسمت اصلی یک رسوایی سیاسی بود که در المان غربی بعنوان پرونده رسوایی رودل نام گرفت و منجر به بازنشستگی زود هنگام دو ژنرال بلند پایه ارتش به نامهای کارل هاینس فرانکه و والتر کروپینسکی گردید. در 1982 این شکارچی تانک تی 34 و افسانه پرنده اشتوکا در روزن هایم المان در گذشت و جسدش در گورستان دورنهاوزن دفن گردید.