آلبرت اشپیر

از ویکی نازی سنتر
پرش به: ناوبری، جستجو


محتویات

اوایل زندگی

با نام کامل برتولت کنراد هرمان آلبرت اشپیر متولد 19 مارس 1905 در مانهایم و متوفا 1 سپتامبر 1981 معمار ارشد آدولف هیتلر و سپس وزیر تسلیحات و تولیدات جنگی رایش از 8 فوریه ی 1942 تا 23 می 1945 بود.آلبرت به عنوان دومین پسر از سه پسر آلبرت و لوییس اشپیر چشم به جهان گشود که یک خانواده ی متوسط آلمانی بودند.وی در سال 1918 به همراه خانواده اش به یک خانه ی تابستانی در هایدلبرگ نقل مکان کرد و در آنجا به کوهنوردی و اسکی علاقه مند شد و در تیم راگبی دبیرستان هم حضور فعالی داشت سپس قصد داشت در دانشگاه ریاضیات بخواند که پدرش با گفتن جمله ی:"اگر اینکارو کنی باید بدون پول تمام زندگیت را بگذرونی" او را منصرف ساخت و آلبرت ورزشکار جوان رشته ی معماری را برگزید تا با این کار راه پدر و پدربزرگ خویش را ادامه دهد. به دلیل بحران اقتصادی و تورم شدید در آلمان و با توجه به کم شدن درآمد خانواده آلبرت اشپیر در سال 1923 به جای تحصیل در یک دانشگاه ممتاز در یک دانشکده ی معمولی به نام کارلسروهه مشغول به تحصیل شد.در سال 1924 با فروکش کردن بحران مالی به دانشگاه بسیار ممتاز و درجه اول مونیخ منتقل شد و در نهایت در سال 1925 به دانشگاه برلین رفت و در آنجا استعدادهای ذاتی خود را در زمینه ی معماری نشان داد. استادش هاینریش تسنو که یکی از بزرگترین اساتید و معماران آلمان به شمار می آمد وی را برای تدریس در دانشگاه پیشنهاد داد و سپس آلبرت را دستیار خود کرد تا در پروژه های معماری در کنار وی شرکت کند.آلبرت اشپیر در سال 1922 با مارگارت تاچر وبر آشنا شد و رابطه ی آنها عمیق و عمیق تر میشد اما بدلیل مخالفت خانواده هایشان این دو تا سال 1928 موفق به ازدواج کردن نشدند.

438px-Bundesarchiv Bild 146II-277, Albert Speer.jpg


ورود به حزب نازی

آلبرت اشپیر همچنان در دانشگاه برلین تدریس میکرد و همواره در کلاسهایش این نکته را یادآور میشد که تنها یک معمار جوان است و از سیاست دوری میکند اما سرانجام به دلیل اصرارهای دانشجویانش در تظاهرتی که نازیها در دسامبر 1930 ترتیب داده بودند شرکت کرد.آلبرت زمانی که هیتلر را با یک کت و شلوار آبی رنگ دید تحت تاثیر قرار گرفت زیرا تمام نازیها به جز او لباس قهوه ای به تن داشتند حتی پوسترهای تبلیغاتی نازیها هم افراد نازی را با لباس قهوه ای به تصویر کشیده بودند اما هیتلر به لباس و چیزهای جانبی کوچکترین توجهی نداشت آلبرت اشپیر نه تنها از شیوه ی لباس پوشیدن بلکه از حرفهای هیتلر هم به شدت تحت تاثیر قرار گرفت.چند هفته بعد او در یکی دیگر از تجمعات نازیسمی شرکت کرد, در این گردهمایی جوزف گوبلز سخنرانی کرد که البته اشپیر از لحن و جملات تند گوبلز زیاد خوشش نیامد اما این امر باعث منصرف شدن وی از پیوستن به حزب نازی به سرکردگی هیتلر نشد.سرانجام در 1 مارس 1931 آلبرت اشپیر با شماره ی عضویت 474,481 به حزب نازی پیوست. در سال 1931 اشپیر از دستیاری هاینریش تسنو به دلیل کمی درآمد انصراف داد و سپس توسط یکی از آشناهای پدرش به گوبلز معرفی شد.جوزف گوبلز وظیفه ی نوسازی دفتر مرکزی حزب نازی در برلین را به وی سپرد و اشپیر علاوه بر بازسازی دفتر در امور تبلیغاتی هم شرکت میکرد تا حزب نازی را در انتخابات رایشتاگ 1932 همراهی کند.با به قدرت رسیدن حزب نازی در سال بعد یعنی 1933 اشپیر که روابط نسبتا نزدیکی با گوبلز پیدا کرده بود مسئول بازسازی ساختمان وزارت تبلیغات در ویلهلمپلاتز شد. در گردهمایی سال 1933 حزب نازی در نورنبرگ آلبرت اشپیر از رودلف هس خواست تا ترتیب ملاقات وی با پیشوا را فراهم کند و هس پس از کلنجار رفتن بسیار پذیرفت و اشپیر را به آپارتمان هیتلر در مونیخ فرستاد.آلبرت اشپیر برای اولین بار پیشوای آلمان را در وضیت بسیار آرامش بخش و در حال تمیز کردن اسلحه ی کمری خود یافت.وی چندین طرح و نقشه برای ساختمانهای جدید حزب و حتی پرچمها و سایر متعلقات نازی داشت, پیشوای آلمان پس از مشاهده ی طرحها و شنیدن سخنان معمار جوان وی را شخص بسیار مستعدی خواند و نخستین شغل دولتی را به او داد, کمیسر ارائه دهنده ی طرحهای معماری حزب برای ساختمان و تظاهرات. وظیفه ی بعدی اشپیر بازسازی ساختمانهای دولتی برلین بود تا در خور عظمت حزب نازی باشد, اشپیر هر روز برای گزارش روند کار ساعتی را با پیشوای آلمان میگذراند و در این لحظات این دو ایدئولوژیهای خود را نیز برای یکدیگر بازگو میکردند پیشوای آلمان نوعی حس نزدیکی نسبت به این معمار جوان پیدا کرده بود و اشپیر هم از اولین دیدار مجذوب هیتلر و ایده های جدیدش شده بود.هیتلر اشپیر را به دایره ی نزدیکانش وارد ساخت و در مهمانیهای خصوصی حزب که افراد اردشدی مانند هس و گوبلز و .... در آن شرکت داشتند اشپیر را هم دعوت میکرد تا همگی طرحهای این معمار جوان را هم بشنوند و بارها با وی به پیاده روی رفت و ساعتها با او تبادل نظر میکرد.در دادگاه نورنبرگ اشپیر در قسمتی از سخنانش گفت: آدولف هیتلر دوستان صمیمی کمی داشت که البته من هم یکی از آنها بودم..


معمار ارشد حزب نازی

پس از مرگ معمار ارشد حزب پائول تراست, آلبرت اشپیر در 21 ژانویه ی 1934 رسما معمار ارشد حزب نازی شد و اولین طرح وی میدان رژه(نوعی استادیوم که تماشاگران به تماشای رژه ی ارتش آلمان میرفتند)نورنبرگ بود که ظرفیت 340000 تماشاگر را داشت این استادیوم عظیم و شاهکار بی نقص در قسمتهایی از مستند تبلیغاتی لنی ریفنشتاین ,پیروزی اراده به نمایش گذاشته شد.البرت اشپیر اصرار داشت این استادیوم عظیم برای مراسمهای شبانه هم مورد استفاده قرار گیرد و برای این منظور از 130 چراغ بسیار قدرتمند که برای پیدا کردن و رهگیری هواپیماهای دشمن در شب روی سیستمهای ضد هوایی آن دوران نصب میشد استفاده کرد تا این استادیوم عظیم در شب ماند روز روشن باشد بطوریکه سفیر بریتانیا سر نویل هندرسون از آن به عنوان کلیسای بلورین یاد کرده بود. عکس زیر استادیوم رژه ی نورنبرگ را نشان میدهد.

Bundesarchiv Bild 183-1982-1130-502, Nürnberg, Reichsparteitag, Lichtdom.jpg

نورنبرگ محل احداث بسیاری از ساختمانهای دولتی آلمان بود, البته بسیاری از طرحهای اشپیر اصلا ساخته نشد.البرت اشپیر شیوه ای نوین در ساخت ساختمانهای سمبولیک ابداع کرده بود به اسم "ruin value" که با استفاده از آن طول عمر و پایداری ساختمان مذبور هزاران سال افزایش می یافت, اشپیر به هیتلر قول داده بود ساختمانهایی که با این روش ساخته شوند مانند ساختمانهای برجای مانده از دوران روم و یونان باستان برای هزاران سال پا برجا بمانند تا آینده گان از قدرت و اقتدار رایش سوم مطلع گردند و هیتلر با شعف فراوان از این طرح استقبال کرد و فرمان داد از این پس ساختمانهای بزرگ و دولتی و مخصوصا آثار سمبولیک تنها با این روش نوین ساخته شوند. سپس در سال 1937 و در نمایشگاه بین المللی پاریس غرفه ی آلمان و شوروی روبه روی یکدیگر قرار داشت, غرفه ی شوروی دارای ساختمانی با نمایی بسیار زیبا از دو مجسمه ی تندیس مانند بود که ریزه کاریهای بسیار در طراحی آن تندیسها باعث زیبایی مضاعفش گشته بود اما ساختمان غرفه ی آلمان دارای طرحی مدرن و پیشرفته ی مکعبی شکل بود که عقابی طلایی بالای آن قرار داشت در پایان دوره ی نمایش به هردو اثر مدال طلا اهدا شد و آلبرت اشپیر برای بدست آوردن مدال طلای نمایشگاه بین المللی پاریس نشان افتخار طلایی به همراه برگ بلوط دریافت کرد. عکس زیر ساختمانها غرفه ی آلمان و شوروی را در مقابل هم نشان میدهد.

La Tour Eiffel en 1937 contrast.png

طرح بعدی وولکس هال یا خانه ی ملت بود که در ابتدا به نظر هر معماری ساختنش محال می آمد اما آلبرت اشپیر آن را طراحی کرد اگر چه پروژه ی این طرح عظیم هرگز به سرانجام نرسید.این بنا دارای یک گنبد عظیم بود که توسط آدولف هیتلر و آلبرت اشپیر طراحی شد این فضای گنبدی شکل عظیم دارای ظرفیت 180000 بود اما به دلیل زیادی هزینه های جنگ کار ساختنش به پایان نرسید. در سال 1937 آلبرت اشپیر در حزب نازی به قدرت فراوانی رسید وی به عنوان کمیسر ارشد نظارت بر ساختمان و نوسازیهای مربوطه در پایتخت رایش و هچنین معاون وزیر امور خارجه گشت و به عنوان یکی از اعضای رایشتاگ هم حضور فعالی داشت.در اواخر سال 1937 اشپیر طرح ساخت بلوارهای بزرگ برلین, خیابانهای پر شکوه و خطوط راه آهن پایتخت را به سرانجام رساند, با وجود این معمار خلاق و با استعداد چهره ی شهر برلین دگرگون شده بود.


معمار ارشد در دوره ی جنگ

با شروع جنگ لهستان و سپس فرانسه پروژه های معماری آلبرت اشپیر متوقف شد و تمام سرمایه های دولت به امور نظامی و ساخت تسلیحات اختصاص یافت, در سال 1940 ژوزف استالین خواستار ملاقات آلبرت اشپیر در مسکو شد, استالین به شدت تحت تاثیر طرح اشپیر در پاریس بود اما پیشوا به اشپیر اجازه ی رفتن نداد در واقع استالین از اشپیر طرحهایی برای نوسازی مسکو میخواست زیرا اکنون برلین با طرحها و سازه های اشپیر به یکی از زیباترین پایتختهای دنیا بدل گشته بود.

آلبرت اشپیر و آدولف هیتلر


وزیر تسلیحات رایش

در تاریخ 8 فوریه ی 1942و پس از مرگ وزیر تسلیحات رایش فریتز تادت بر اثر سقوط هواپیمای برخاسته از ستاد شرقی هیتلر در راستنبورگ آلبرت اشپیر به مقام وزارت تسلیحات و تولیدات جنگی رایش برگزیده شد.شب قبل از سقوط هواپیمای تادت, آلبرت اشپیر پذیرفته بود وی را در این پرواز به سمت برلین همراهی کند اما چون آن شب را تا دیر وقت به گفت وگو با هیتلر پرداخته بود با آوردن دلیل خستگی از همراهی کردن وزیر تسلیحات رایش انصراف داد که باعث نجات زندگی اش شد البته این واقعه باعث مشکوک شدن افراد بلند مرتبه ای مانند گورینگ شد زیرا اشپیر با تادت رقابت نزدیکی داشت اما هیتلر مثل همیشه از معمار محبوبش حمایت کرد و این ادعاها را بی اساس خواند.وزارت تسلیحات و تولیدات جنگی کاری بسیار حساس و طاقت فرسایی بود زیرا آلمان بین سالهای 1942 تا پایان جنگ در چندین جبهه میجنگید تقسیم کردن تسلیحات بین این جبهه ها یکی از وظایف اصلی وزیر تسلیحات به شمار می آمد.

اشپیر و فیلدمارشال ارهارد میلش در حال تست سلاح

آلبرت اشپیر که آینده نگر و بسیار باهوش بود پس از بر روی کار آمدن دستور ساخت کارخانه های بیشتری را صادر کرد, از مهمترین اقدامات وی نظم بخشیدن به روند تولید بود بدین شکل که هر کارخانه باید فقط بر روی ساخت یک نوع سلاح تمرکز داشته باشد و هر واحد کارخانه هم تنها روی یک قسمت از سلاح متمرکز باشند اقدام دیگر قرار دادن اشخاصی ناظر بر روند ساخت سلاحها بود تا سلاح تولید شده کیفیت لازم را برای جبهه های جنگ داشته باشد.قبل از بر روی کارآمدن آلبرت اشپیر کارخانه های کوچک و کم اهمیت تر را در هر مکانی میساختند که اشپیر فرمان داد هر کارخانه ی تولید سلاح چه بزرگ که کوچک باید در مناطق امن و مخفی و بدور از دید ساخته شود. در اواخر سال 1943 وی به عنوان یکی از نوابغ و گنجینه های رایش و یکی از گزینه های اصلی برای جانشینی پیشوا انتخاب گشت.در 10 دسامبر 1943 اشپیر بر روند تولید موشکهای v1 نظارت کرد و دستور ساخت کارخانه ها و تونلهای زیر زمینی برای ساخت بیشتر این نوع موشکها و سلاحهای جدید دیگر را صادر کرد.در اواخر سال 1943 بود که آلمان و مناطق متصرفه اش آماج حملات و بمبارانهای هواپیماهای متفقین قرار گرفت اما با وجود این بمبارانهای شبانه روزی, تولید تانک در داخل خاک آلمان در اواخر سال 1943 تقریبا دوبرابر و همچنین تولید هواپیماهای نظامی نیز 80 درصد افزایش یافته بود تنها تولید زیر دریایی برای کریگزمارینه کاهش یافته بود که در سال 1944 با رشد بسیار صعودی ساخت زیر دریایی از سر گرفته شد.این نتایج و آمارها از آینده نگریهای اشپیر ناشی شده بود به طوری که در اوایل سال 1944 تولیدات نظامی داخل خاک آلمان توانایی تامین کردن نیازهای 270 لشگر بزرگ رایش سوم را داشتند. در ژانویه ی 1944 آلبرت اشپیر دچار بیماری التهابات شدید زانو شد و به مدت 3 ماه از کارهای دفتری دور گشت به طوری که دیگر نمیتوانست بر رون تولیدات جنگی نظارت داشته باشد.در این مدت افرادی مانند گورینگ و بورمان در تکاپو بودند تا بخشی از نفوذ و قدرت وی را تصاحب کنند اما هاینریش هیملر رئیس اس اس و پلیس مخفی آلمان(گشتاپو)پزشک شخصی خود کارل گرهاربرت را برای درمان هرچه سریعتر اشپیر فرستاد و پس تلاشهای بسیار این پزشک اشپیر بر سر کار بازگشت اما پزشک هیملر به طور جدی به او تذکر داد که فعالیت روزانه اش را کاهش دهد. این دوری نسبتا طولانی باعث شد در آوریل گورینگ و بورمان بخشی از قدرت اشپیر را از طریق مذاکرات طولانی با هیتلر تصاحب کنند و آلبرت اشپیر پس از آگاهی از این اتفاق به شدت متاثر شد به گونه ای که نامه ی استعفای خودش را برای هیتلر فرستاد.تمام مشاوران هیتلر و تنی چند از ژنرالهای ارشد رایش از اشپیر درخواست تجدید نظر داشتند و از هیتلر میخواستند گفت و گو با وی را قبول کند سرانجام در 23 آوریل(1944) پیشوا اشپیر را به ملاقات پذیرفت و پس از گفت و گوی فراوان به او قول داد تا تمام قدرت سابقش را به وی برگرداند.


سقوط رایش سوم

در فوریه ی 1945 آلبرت اشپیر به این نتیجه رسید که جنگ دیگر به پایان رسیده و حکومت رایش فاصله ی چندنی با سقوط ندارد تولیدات نظامی آلمان به شدت کاهش یافته بود و سربازان آلمانی از همه طرف به طرف خاک مادری عقب نشینی میکردند.در 19 مارس 1945 هیتلر فرمان معروف آلمان سوخته را صادر کرد که بر طبق این فرمان تمام ساختمانها و زیرساختهای آلمان و مناطق اشغالی باید نابود شود تا چیزی جز خاکستر نصیب متفقین نگردد.این فرمان برای اشپیر که بیشتر آن زیر ساختها را طراحی و یا ساخته بود بسیار تلخ و ناگوار بود وی به سرعت ملاقاتی با هیتلر ترتیب داد تا پیشوا را از این تصمیم منصرف سازد پس از گفت و گوی طولانی و بی نتیجه اشپیر از پیشوا جدا شد اما دو روز بعد پیام داد که با تمام وجود از تمام فرامین پیشوای آلمان اطاعت خواهد کرد.سپس پیشوا فرمان داد تمامی ساختمانهای صنعتی که پس از جنگ به وجود آنها برای پیشرفت دوباره ی آلمان نیاز است حفظ شوند تا بازماندگان با آنها به بازسازی دوباره ی آلمان بپردازند.

Bundesarchiv Bild 183-1984-1206-511, Albert Speer.jpg


دادگاه نورنبرگ

اشپیر و مقامات ارشد نازی دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتند و برای محاکمه ی آنان دادگاه شوم نورنبرگ را به راه انداختند در این دادگاه اشپیر به جرایمی مانند توطئه برای بر هم زدن صلح, برنامه ریزی برای انجام جنگ و تجاوز به کشورهای دیگر, جنایات جنگی نوع سوم و سرانجام جنایت علیه بشریت متهم شد.در این دادگاه آلبرت اشپیر وکیلی مشهور به نام دکتر Hans Flächsner داشت که به دفاع سرسختانه از وی پرداخت و توانست به قضات بفهماند که اشپیر تنها و تنها یک هنرمند بزرگ است و بس.. در این دادگاه بود که اشپیر از رازی بزرگ پرده برداشت وی اذعان کرد زمانی که هیتلر فرمان آلمان سوخته را صادر کرده بود قصد داشته از طریق وارد کردن گازهای سمی از طریق هواکشها به پناهگاه هیتلر وی را بکشد اما در آخرین لحظه از این کار منصرف شد.. سرانجام در 1 اکتبر 1946 آلبرت اشپیر به جرم جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت به 20 سال حبس محکوم شد, البته سه تن از قاضیهای آمریکایی با تمام توان سعی داشتند حکم اعدام را برای وی صادر سازند که موفق به این کار نشدند. در18 ژوییه ی 1947 اشپیر به همراه 6 زندانی دیگر و با اسکورت یک گارد ویژه به زندان اسپندوا در غرب برلین منتقل شد و به عنوان زندانی شماره ی 5 حبس 20 ساله ی خود را آغاز کرد, او نیز مانند خیلی دیگر از زندانیان رایش شروع به نوشتن خاطراتش کرد و آن را روی 1100 صفحه تایپ نمود.همچنین با پیاده روی در حیاط زندان ایده ی یک ماجراجویی بزرگ به ذهنش آمد و تصمیم گرفت پس از آزادی از شمال آلمان و سپس آسیا و سیبری و تنگه ی برینگ پیاده به مکزیکو برود او میخواست پیاده تمام این مسیر را طی کرده و آثارهای معماری مسیرش را مورد مطالعه قرار دهد. او چندین و چند بار درخواست تجدید نظر و آزادی کرد اما روسها با آزادی او به شدت مخالف بودند اما سرانجام وی در 1 اکتبر 1966 از زندان آزاد شد.

Bundesarchiv Bild 183-V01057-3, Nürnberger Prozess, Angeklagte.jpg


آزادی و پایان زندگی

خبر آزادی او مانند یک بمب خبری در رسانه های جهان صدا کرد و آلبرت اشپیر که بیش از 20 سال را در زندان سپری کرده بود در محاصره ی خبرنگاران داخلی و خارجی قرار گرفت مصاحبه ی او با مجله ی اشپیگل یکی از معروف ترین مصاحبه های تاریخ این مجله شد.همچنین اشپیر کتاب خاطرات خود را منتشر ساخت که کار انتشار این کتاب بر عهده ی چاپخانه ی انتشارات اولستین بود که از طریق انتشار این کتاب به یکی از موفقترین و معروفترین منتشر کننده های کتاب در اروپا تبدیل شد.در سال 1973 اشپیر به بریتانیا سفر کرد که توسط پلیس این کشور بازداشت شد اما با اصرارهای فراوان اجازه ی اقامت 48 ساعته به وی داده شد. او در بریتانیا در یک مصاحبه ی جنجالی در برنامه ی میدویک شبکه ی بی بی سی شرکت کرد و بخشی از حقایق جنگ و شخصیت هیتلر را برای جهانیان بازگو کرد, سر نجام هشت سال پس از این مصاحبه یکی از بزرگتریم معماران معاصر و همچنین یکی از صمیمی ترین دوستان پیشوا بر اثر سکته ی مغزی از دنیا رفت. پایان


آرامگاه اشپیر در هایدلبرگ


پیوند به بیرون

نازی سنتر